خط آزاد
تعداد آرای انتخاب قالیباف به ریاست مجلس
رضایت مردم مازندران از عملکرد استاندار در تماس با ۱۲۸
تأکید بر آرامش شهروندان و میزبانی از مسافران نوروزی.
سخنگوی وزارت خارجه :گفتگوها به توافق منجر نشد
تکذیب شایعه شهادت ایت الله جنتی
ایرانِ فردا بهتر از ایرانِ امروز میشود
اطلاعیه شماره ۳۶ ارتش
فرماندار عملگرا: وقتی حضور مدیر نوعی جهاد میشود
با خط سوم
كاهش چشمگير نرخ فرزند آوی تهدیدی جدی برای جمعیت کشور
نقش هنر در تاب آوری روانی و اجتماعی
سامانه پاسخگویی دانشگاه علوم پزشکی کشور
زایش صلابت تمدنی یک ملت جعفر سهرابی
تداوم عزت واقتدار ابران عزیز وتجلی ان در روز قدس
ایران در سالی که گذشت
تاثیر هوش مصنوعی (Al) بر مدیریت منابع انسانی
بیست بیمارستان در جنگ اسیب دید
ایرانی چنین مقتدر ؟!
ایرانی چنین مقتدر ؟!
زمانی که بمب هسته ای تعریف دیگری دارد.
چه مشاغلی مشمول دورکاری هستند؟/ کارگران بخوانند
گاه باید برای ترامپ غصه خورد !!
برف نعمت سپيد يا چالش بزرگ
جزایر سه گانه ، امارات و دومینوی تجزیه
مسیر اصلاح از بخشش و همدلی میگذرد
ما و این شرایط اقتصادی
یک پرسش ساده چرا ارز گران میشود؟
مقایسه زن ومرد درست نیست
دکتر عالیه زمانی در مازندران وکل کشوربا کاهش نرخ موالید روبرو هستیم
که مازندران شهر ما یاد باد
آیا باز « پل پیروزی » خواهد شد ؟
آنان که رفتند و اینان که نرفتند !!
پاسخ به یک پرسش مهم
وطنم در سوگ درختان تو من گریانم
مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی « ذهن روشن
مروری بر زندگی شهیده منصوره عالیخانی
مروری برزندگی فعال رسانه ای علمی ودانش آموخته ی ممتازشهیده یاسمین باکوئی کتریمی.
جنگ روایت ها یا روایت جنگ ها ؟
جنگ وهویت زنانه
نقش رسانه ها و فضای مجازی در تقویت مشارکت مردمی در مدیریت شهری
وما ادراک ما غزه
فراتر از گواهیهای کاغذی
و اینبار و اینک « ایران » در پناهگاه « ایرانیان »
مرثیهای بر مصلح مهارتآفرین
وقتی که جهان سر تعظیم فرو می آورد
ما و این دمل چرکین/رژیم صهیون با دم شیر بازی کرد
برای زنان کارآفرین ایرانی
آتشکدههای مهارت و توفان سیاست
یک الگوی ناب در عرصه اطلاع رسانی
تبلیغات
آتشکدههای مهارت و توفان سیاست
چکیده خبر :
سید بهنام مهردل اختصاصی خط سوم اخبار
آموزش مهارتی، آتشی است که صنعت را گرمی میدهد، کشاورزی را بارور میسازد، و دستان جامعه را به توانایی میآراید. این آتش، زمانی مقدس است که با سوخت خرد و نیازهای واقعی ...
متن کامل خبر :
سید بهنام مهردل اختصاصی خط سوم اخبار
آموزش مهارتی، آتشی است که صنعت را گرمی میدهد، کشاورزی را بارور میسازد، و دستان جامعه را به توانایی میآراید. این آتش، زمانی مقدس است که با سوخت خرد و نیازهای واقعی انسانها شعله ور شود؛ اما اگر سیاستمداران هیزمِ تعصب و منافع زودگذر به آن بیفزایند و به بهانههای مختلف در آن دخالت کنند، زبانههایش نه سازنده که ویرانگر میشود و خاکسترش بر سر مردمان میریزد.
نمونههای تلخ: مهارتهایی که قربانی سیاست شدند
۱. ونزوئلا: کارگاههای نفتی و شعارهای توخالی
روزی الگوی آموزش مهارتی در حوزه انرژی بود. مدارس فنی و حرفهای این کشور، مهندسان و تکنسینهایی پرورش میدادند که موتور صنعت نفت را میچرخاندند. اما با روی کار آمدن حکومتی که سیاست را بر فن ترجیح داد، آموزش مهارتی به ابزاری برای تبلیغ «انقلاب بولیواری» تبدیل شد. برنامههای آموزشی با شعارهای سیاسی آلوده گشتند، استادان فنی منتقد اخراج شدند، و دروس فنی جای خود را به کلاسهای ایدئولوژیک دادند. نتیجه؟ صنعت نفت ونزوئلا، که روزی ستون اقتصاد بود، امروز به دلیل فرار مغزها و ناکارآمدی فروپاشیده است.
۲. آفریقای جنوبی: مهارتهای رنگی و نژاد سیاست
پس از پایان آپارتاید، آفریقای جنوبی برنامههای آموزش مهارتی گستردهای را برای توانمندسازی سیاهپوستان آغاز کرد. مدارس فنی با شعار «یک صنعتگر، یک آینده» هزاران جوان را جذب کردند. اما سیاستمداران به جای حمایت پایدار، این برنامهها را به ابزاری برای جلب رضایت انتخاباتی تبدیل کردند. کیفیت آموزش قربانی کمیت شد، مدارس بدون تجهیزات کافی تأسیس گشتند، و فارغالتحصیلان به جای اشتغال، با مدرکهای بیارزش در خیابانها ماندند.
۳. آلمان شرقی: فروپاشی کارگاههای سوسیالیستی
نظام آموزش مهارتی آلمان شرقی به عنوان موتور محرکه اقتصاد سوسیالیستی ستایش میشد. اما وابستگی این آموزشها به اهداف حزب حاکم، موجب شد تا پس از اتحاد دو آلمان، بسیاری از مهارتهای آموختهشده در بازار آزاد بیکاربرد باشند. کارگران ماهر، ناگهان خود را بازماندههایی از دنیای منسوخ یافتند.
۴. هند: رویای مهارتی که به کابوس تبدیل شد
برنامه «مهارت هند» با وعده آموزش ۵۰۰ میلیون نیروی کار ماهر، به سرعت به محبوبیتی جهانی رسید. اما سیاستمداران، این طرح را به میدانی برای اختلاس و رانت تبدیل کردند. مراکز آموزشی بیکیفیت مانند قارچ رشد کردند، مدارک جعلی فروخته شد، و جوانان هندی به جای اشتغال، در دام بدهیهای آموزشی گرفتار آمدند.
۵. برزیل: بالهای بریده مکانیکها
در دهه ۱۹۹۰، برزیل با برنامههای آموزشی مبتکرانه، جوانان محروم را به صنعت خودروسازی پیوند داد. هنرستانهای فنی در مناطق فقیرنشین، مانند بالهایی برای پرواز نسل جدید بودند. اما با تغییر دولتها و چرخش سیاستهای کلان، این مراکز به ابزاری برای جلب آرای انتخاباتی تبدیل شدند. بودجهها به جای خرید دستگاههای پیشرفته، صرف تبلیغات حزبی شد، آموزشها از نیاز واقعی بازار عقب ماند، و فارغالتحصیلان با مهارتهای منسوخ، بیکار ماندند. امروز، بسیاری از آن کارگاهها به انبارهایی پر از رویاهای خاکخورده تبدیل شدهاند.
۶. مصر: نخلهای مهارت و شنهای سست سیاست
پس از بهار عربی، مصر کوشید با ایجاد مدارس فنی-حرفهای در مناطق روستایی، بیکاری جوانان را کاهش دهد. این مراکز قرار بود کشاورزان را با فناوریهای نوین آشنا کنند و صنایع دستی را احیا نمایند. اما اختلافات سیاسی و نفوذ گروههای ذینفع، این طرح را به باتلاقی از فساد تبدیل کرد. تجهیزات آموزشی به جای روستاها، در انبارهای مقامات باقی ماند، برنامهها بدون نیازسنجی اجرا شد، و روستاییان همچنان در چرخه فقر گرفتار ماندند.
۷. آرژانتین: رقص تانگو با سیاست
آرژانتین در دهه ۱۹۴۰ با ایجاد مدارس فنی مرتبط با صنعت گوشت و کشاورزی، به قطب اقتصادی منطقه تبدیل شد. اما هنگامی که سیاستمداران پوپولیست، این مدارس را به پایگاهی برای طرفداران خود تبدیل کردند، آموزش فنی از مسیر واقعی خود منحرف شد. دروس به جای تاکید بر فناوریهای نوین کشاورزی، پر از شعارهای ملیگرایانه شد و آرژانتین رفتهرفته جایگاه خود را در بازار جهانی از دست داد.
ایران ما: هنرستانهای فراموششده
در دهههای گذشته، هنرستانهای ایران کانون پرورش صنعتگران و هنرمندان ماهر بودند؛ از نجاری تا الکترونیک، از معماری تا مکانیک. اما سایه سنگین سیاستهای کلیشهای، این نهادها را به محلی برای حذف شدههای نظام آموزشی تبدیل کرد. بودجه هنرستانها به جای تجهیز کارگاهها، صرف پروژههای نمایشی شد، برنامههای درسی با واقعیت بازار کار بیگانه ماند و امروز، بسیاری از این هنرستانها به ساختمانهای خالی و نمادین تبدیل شدهاند.
سیاست، تیشه به ریشه مهارت
وقتی سیاست وارد کارگاههای مهارتی میشود، ابزارها زنگ میزنند، طرحها ناتمام میمانند، و دستان صنعتگران به جای ساختن، به زنجیر کشیده میشود. آموزش مهارتی نیازمند گوش سپردن به زبان بازار، نیازهای جامعه، و نوآوری است، نه پیروی از دستورات روزمره سیاستمداران. هرگاه دولتی آموزش فنی وحرفهای را به ابزاری برای تبلیغات و انتخابات خود تبدیل کند، نه تنها اقتصاد را میکُشد، بلکه امید نسلها را به آینده دفن مینماید.
پایان سخن: فراخوانی برای رهایی از سیاست
آموزش مهارتی، نبض زنده اقتصاد و قلب تپنده پیشرفت است. برای حفظ این نبض، باید فریاد زد:
«سیاست را از کارگاهها بیرون کنید!
مهارت را از بند شعارها رها سازید!
و آینده را نه با وعده، که با آچار و ذرهبین بسازید...»